بانویی در دور دست

متن مرتبط با «کجایید ای شهیدان خدایی» در سایت بانویی در دور دست نوشته شده است

آهای تو که عشق منی نیستی عشقم نیستی نیست نبودن نداشتن عدم حضور حاضر غایب قلب

  • نیلوبلاگ

    من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب...

    ادامه مطلب
  • مرثیه ای برای خودم

  • نیلوبلاگ

    هنوز تو را نبوسیده ام با تو در هیج جا قدم نزده ام توی چشمهایت زل نزده ام مرا هیچ نبوسیده ای بوسیده ای ؟در خواب چطور؟ با من قدم زده ای ؟دوشادوش نفسهایم ؟هیچ پله ای را با من پایین آمده ای؟ یا بالا رفته ...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ای که زبانش (لبهایش) مزه عشق میدهد/میداد ،همیشه

  • نیلوبلاگ

    به شب موی تو آشفته ام ..xa0xa0کاش دلتنگی بال و پر داشتxa0میپرید میپرید تا xa0تو ...xa0xa0xa0xa0کاش لبهایم لبهای تو......

    ادامه مطلب
  • چه حال و هوای عجیبی دارید

  • نیلوبلاگ

    جانم برایتان بگوید ،چقدر هوش و حواستان به من است اینروزها ،تکه ای از خودتان را هی حواله ام میکنید تکه ای که هی مینشیند برایم شعر میخواند ،تکه ای که هوش حواسش سر جایش نیست می اید مینشیند راه میرود دوباره مینشیندxa0...

    ادامه مطلب
  • آدم حسرت به دل دیده اید ؟پنجره ی حسرت به دل چطور؟

  • نیلوبلاگ

    با صد هزار مردم تنهاییxa0بی صد هزار مردم تنهاییxa0xa0آفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یxa0xa0راستیه xa0پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...

    ادامه مطلب
  • چه حس چشایی ام، بویایی ام کور کور

  • نیلوبلاگ

    به جای xa0همه یxa0یلداها xa0که ببوسی ام که ببوسمت .. xa0که باشی ام که باش امتxa0که بنوشی ام xa0که بنوشمتxa0کجاست xa0تن و xa0 xa0xa0انگشتانت ؟ xa0xa0به چه مشغولند ؟ xa0 xa0xa0جز بوسیدنم ؟و صبح از پنجره شروع میشود از افتاب که پهن شده به بوسه و نوازش گلدانهای خانه امxa0لبهای تو کو کجاست xa0؟انگشتهای تو کوxa0xa0 به چه مشغولند ؟جز بوسیدنم ؟وxa0...

    ادامه مطلب
  • و انگشتهای بوی گزنده ی عشق

  • نیلوبلاگ

    کوچک بودم و عقل نداشتم، عقلانیت عشق را در دوست داشتن کوچک بودم دلم میخواست جای همه را بگیرم و جای همه را پرکنم تازه پر گرفته بودم سوخته بودم و عاشقxa0دلم میخواست جای همه چیز من باشم خندیدن خوابیدن راه ر...

    ادامه مطلب
  • بوسیدم صدایش را که گرفته بود نامم را بغل

  • نیلوبلاگ

    کسی به نام کوچکم (دارد )xa0مرا صدا میزندxa0صداxa0صدا می ایدxa0نام کوچکم ......

    ادامه مطلب
  • کجا رفته بودی که نداشتمت که ببوسمت شاید فردا

  • نیلوبلاگ

    پریشان شده بود مویمو منxa0دوان دوان به دنبال تو xa0 .....

    ادامه مطلب
  • یه چیزایی حال ادمو خوب مبکنه مثل ادبیات مثل ..مثل آغوش ..

  • نیلوبلاگ

    همینجور داشتم در حالی روی مبل دراز کشیده بودم ادبیات پست مدرن و مدرن و رئالیسم جادویی و جیمز جویس و غلامحسین ساعدی (جان) و جناب مارکز و قصه های هزار و یک شب و اثرش روی پست مدرن و ظهور روح خیام بعد هفت...

    ادامه مطلب
  • باید پنا هنده شم به چی ؟به کی؟

  • نیلوبلاگ

    _  باید   پناه نده شیم وقتی همه دارن فریاد میزننxa0 _آخه به چی به کی آخه به کجا ؟ _به قلم به این لعنتی زیبا ی فریبنده ی طناز قشنگ xa0به این شمشیر xa0دو سر لطیف xa0به این لعنتی عاشق جنگ گریز صلح طلب مهربان به قول آقای بیضایی (اره باید لب ببندیم )...

    ادامه مطلب
  • درآغوش" تو "بمیرم ،چشمهایت دو دیوانه ...

  • نیلوبلاگ

    صدای تارو xa0زمستان است xa0و " تو " به آغوش میکشی ام به آغوش "تو" فرو میرومxa0 در آغوش می کشی ام در اغوش م فرو میروی میبوسی ام میبوسم ات xa0لب تو و لب منxa0 زمستان است... عزیزم ...صدای تار و بوسه ی تو میبوسی ام و تار ...زمستان استxa0...

    ادامه مطلب
  • نوشتن همچون خون در رگهای من است... شبیه عشق.....

  • نیلوبلاگ

    هر وقت که توی خیابان قدم میزنم، آسمان را میبینم، xa0درختها، xa0شلوغی، آدمها، xa0تاکسی ها ، مردم xa0را میبینم؛xa0 دلم یکجور ناکوک میشود، بال بال xa0میزند، xa0بیقرار میشود برای نوشتن؛ xa0گاهی خیال میکنم، این کلمات هستند، که مرا سطر به سطر، صفحه به صفحه مینویسند...xa0 همیشه آسمان، xa0آب ، xa0باد، xa0هوا، درخت xa0زمین، xa0بیقرا رم میکند؛ xa0یک جور نابسامانی فرضی، عینی، مطلق... نمیدانم، نمیدانم، میدانم ادم دیگ...

    ادامه مطلب
  • این نفس های عاشقانه سهم من است... معشوقه ام میشوی؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0دستم راطوری محکم گرفته بود xa0انگار کودک گریزپایی باشم و نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت xa0بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموسxa0و عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم xa0غرق _ xa0عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را xa0کشیدم xa0و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باش...

    ادامه مطلب
  • کورتانیدزه آقای نامجو

  • نیلوبلاگ

    xa0xa0 متن کامل ترانه : xa0 آی گُرجس گرجیا ! خاتونِ ایالتِ جرجیا ! گرجستانم را پس بده. xa0 آی روسیه ! تو بر من مدام… آی دوسیه ! چه عرض کنم بر لایَت ؟ گرجستانم را پس بده. xa0 سقف شکّن، بالا بلند ! عشوه گرِ نقش بازِ فاتح گنجه، فاتح بلخ*، ترکمانچایم را پس بده. xa0 قَدَر قُدرت ! بفشارم، لِهُم کن، کورتانیدزه ! به زیرم فکن. فتحالفتوح تواَم ای اولگا ! آی رینا ! ماریانا ! فیورنتینا ! آی گرجس گرجیا ! خاکم کن گرجس گرجیا ! فتحم کن گرجس گرجیا ! خاتون ایالت جرجیا، ای تکِ دلبرم، دل بر تک ! ترکمانچایم را گیو م...

    ادامه مطلب
  • نوشتن همچون خون در رگهای من است... شبیه عشق.....

  • نیلوبلاگ

    هر وقت که توی خیابان قدم میزنم، آسمان را میبینم، xa0درختها، xa0شلوغی، آدمها، xa0تاکسی ها ، مردم xa0را میبینم؛xa0دلم یکجور ناکوک میشود، بال بال xa0میزند، xa0بیقرار میشود برای نوشتن؛ xa0گاهی خیال میکنم، این کلمات هستند، که مرا سطر به سطر، صفحه به صفحه مینویسند...xa0 همیشه آسمان، xa0آب ، xa0باد، xa0هوا، درخت xa0زمین، xa0بیقرا رم میکند؛ xa0یک جور نابسامانی فرضی، عینی، مطلق... نمیدانم، نمیدانم، میدانم ادم دیگری میشوم...xa0 نه محال است بتوانم ننویسم، من نخواهم هم، کلمات، این زیبا های خفته _شگفت انگیز ...

    ادامه مطلب
  • این نفس های عاشقانه سهم من است... معشوقه ام میشوی؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0دستم راطوری محکم گرفته بود xa0انگار کودک گریزپایی باشمو نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت xa0بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموسxa0و عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم xa0غرق _ xa0عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را xa0کشیدم xa0و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باشد آنچه میخواهی نشانم دهی دیگر نمیتوانم نفسم را ببین بند آمده... xa0آسم دارم xa0به گمآنم! ! . xa0خنده بل...

    ادامه مطلب
  • من های اجتماعی

  • نیلوبلاگ

    ♥ بانویی در دور دست ♥ - من های اجتماعی √ من های اجتماعی هر آدمی یه من بیرونی داره که در حقیقت شخصیت اجتماعی اش رو میسازه که میشه گفت لحن گفتار رفتار صوت و کل رفتارهای اجتماعی اون فرد بعلاوه اون رفتاری که دوست داره بین مردم شناخته بشه و شناسه اجتماعی اش باشه و این متنوع بود ادمها د شخصیت اجتما...

    ادامه مطلب
  • درن های مزاحم

  • نیلوبلاگ

    یادمه فراوان نوشتم کله های صبح و موسیقی حالا کله های صبح و خون گیری خداییش ربط و خبطی بهم ندارنxa0لبخند؟ --تلخند؟xa0 + تاریـــــــخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۸ ساعــــت 4:30نویــــسنده ♥ zani dar dordast ♥ ...

    ادامه مطلب
  • کله های صبح

  • نیلوبلاگ

    دکتر :سلام حالت چطورهxa0زن :خداروشکر xa0درن xa0یکم اذیتم میکنهxa0 دکتر :گمونم اینجا خیلی هم بد xa0نگذره نه و به هم تختی xa0زن نگاه میکنه و آروم میگه هم تختی ات هم باید خوب باشه ؟xa0 زن:اره xa0سخت اونجوری نه.. خب اینجا خیالم راحت مسائلم هرروز چک میشه آزمایش ها فقط دخترم خیلی دلتنگی میکنه گاهی نیم ساعت یه بار زنگ میز...

    ادامه مطلب