کله های صبح

خرید بک لینک
دکتر :سلام حالت چطوره

زن :خداروشکر درن یکم اذیتم میکنه

دکتر :گمونم اینجا خیلی هم بد نگذره نه و به هم تختی زن نگاه میکنه و آروم میگه هم تختی ات هم باید خوب باشه ؟

زن:اره سخت اونجوری نه.. خب اینجا خیالم راحت مسائلم هرروز چک میشه آزمایش ها فقط دخترم خیلی دلتنگی میکنه گاهی نیم ساعت یه بار زنگ میزنه اوایل پیوند می گفتم وای قرار دو هفته بیمارستان بمونم؟ دیگه به بیمارستان عادت کردم

دکتر :لبخند میزنه و توی دفتر بزرگ پزشکی زن که اسمش با کاغذی سفید نوشته شده و روش چسبیده شده شرح حال عمومی زن رو مینویسه یه نگاهی به لیست فشار خون دریافت و خروج مایعات میکنه عینکش رو جابجا میکنه مهرش رو از جیبش در میاره و میزنه رو نوشته هاش در مهرش رو می بنده میزارتش جیبش در حالی از تخت زن دور میشه با مهربونی میگه ایشا ترشحاتت کم بشه درن تخلیه شه خیلی زود مرخص شی..

زن:ممنونم دکتر

دکتر میگه خدانگهدار و از اتاق خارج میشه و زن به رفتن دکتر خیره میشه و بعد به پنجره و هوای نیمه تاریک بیرون خیره میشه..

+ تاریـــــــخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۸ ساعــــت 7:9نویــــسنده ♥ zani dar dordast ♥
بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: جمعه 2 تير 1396 ساعت: 15:50

صفحه بندی