مرداد مرداد و فکر میکردم مرداد منو یاد چی میندازه؟
مرداد
سالهای ابری علی اشرف درویشیان و دارم زورکی میخونم
چون ..
تازه از تبریز برگشتیم و بعد رفتیم گرمسار خلاصه اینکه گاهی وسط اش شعر میخونم در کل به مدت مشغول کارای دیگه بودم و کتاب کم میخوندم و تازه باز شروع کردم
از بهمن پارسال که تهران رفتم دکتر تهران نرفتم باید برم قرص هامو شاید کم کنه شاید همین هفته احتمالا هفته ی بعد
باید زنگ بزنم ببینم دکتر چه روزایی هست دو روز درهفته
گاهی میره آمریکا پیش بچه هاش
شاید یکی از دارو هامو خودم کم کنم سطح دارو بدم و بعد برم تهران سمت تهران پارس فلکه سوم
اونجا از اون سمت میری به طرف مترو یه جایی هست تو بلوار یکی واسه کبوترا دونه میریزه
شمعدونی ها رو باز چیدم پشت پنجره شمعدونی به پنجره خیلی میاد یا پنجره به شمعدونی امروز آفتاب پنجره رو پر کرده
این خونه آفتاب کمی داره و دلم میخواست یه خونه بود پر از پنجره یا شبیه اقامتگاه های بومگردی با دیوارهای کاهگلی دور تا دور پر از شمعدونی یا اطلسی های قرمز
دو تا اطلسی کاشتم رو پشت بوم یه سفید یه قرمز خرداد بود یا آخرای اردیبهشت با یه سبد بنفشه
بنفشه ها هوا گرم شد از حال رفتن اطلسی قرمز جون نگرفت بعدم خشکید اطلسی سفید حسابی خوب بود پنجاه تا گل هم داشت گل ها رو میشمردم تبریز که رفتیم برگشتیم گل ها ریز شدن نمیدونم چرا یکی میومد ما نبودیم هرروز آب شون میداد
قبل از گردنه ی حیران موقع برگشت یه جای قشنگی بود عسل میفروختن خیلی خوب بود فیلم گرفتم ازش
گفتم: شما چه باسلیقه این
همین جور داشتم از دور فیلم میگرفتم یه خانم سفید پوش میان سال یا مسن و خوشتیپ تو فیلم پیداش شد شروع کرد به دست تکان دادن فیلمم و قشنگ کرد
بانویی در دور دست ...ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 61