بانویی در دور دست

خرید بک لینک

من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 21:56

من اینجا هیچ وقت به خاطر پیام گذاشتن ننوشتم میخوام بگم همیشه برای دلم نوشتم الانم همینه برم بقیه مطالعه ام ... فقط اینم بگم کلا هم با تنهایی حال میکنم و حوصله جمع و شلوغی و دروغ دونگ و ندارم خلاصه اینکه اصلا ناراحت نیستم پیامی ندارم فقط یه سوال دارم اینجا رو کسی نمیخونه؟یه خوبی هم داره کسی پیام نمیزاره مجبور نیستی دم به دقیقه اینجا رو باز کنی شاید برم تو کار خیر نمی گم برای چی باید بگم ؟الان برم یه مطالعه مهم دارم بانویی در دور دست ...ادامه مطلب

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 1 آذر 1404 ساعت: 21:56

پسورد اینجا رو عوض کرده بودم از همان ۲۸ دی فکر که آمده بودم نوشته بودم ۲۸ دی ؟بعد کاغذ را گمش کرده بودم یعنی وسط تلمبار کاغذها ماهها روی یک میز توی یک اتاق ماهها کاغذ ها دفترها آنجا بودند آن کاغذ حاوی پس ورد هم هی می خواستم اینجا را باز کنم پسورد نداشتم به جز یک پیام هیچ پیامی نبود بعد لابد فکر میکردم خیلی پیام دارم خلاصه اینکه به سرم زده بود یادداشت بنویسم یاد اینجا افتادم تازه از انجمن داستان آمده م خانه و دلم میخواست از خواب دیشب م بنویس بعد خیالپردازی کنم بعد حوصله اش را نداشتم کاغذ ها را باید راست و ریست کنم خیال بی که خوانده ام که نوشتم ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه است و تا ۱۰ و نیم تنهام خوابم دارد فراموشم میشود گمانم پریشب بود من همیشه به این فکر میکنم وقتی خواب یکنفر را میبینیم چرا میبینیم چرا می آید؟چرا خوابش را دیدیم آیا آن فرد هیچ احساسی دارد وقتی شبش ما خوابش را میبینیم نمیدانم و دلم میخواهد بدانم آنوقت ها گاهی میرفتم به ادمها میگفتم من خواب شما را دیده ام چرا دیده ام اما حالا دیگر دنیا دیده شده ام سن و سالی ازم گذشته از این ناپختگی ها نمیکنم خوابم دارد فراموشم میشود بانویی در دور دست ...ادامه مطلب

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1403 ساعت: 13:00

دیشب یه پیتزا درست کردم که خیلی خوب بود یعنی یه چیزی تو آردش اضافه میکنم که خیلی طعم خوبی بهش میده یه پیتزای خیلی خیلی بزرگ شبیه پیتزاهای سر آشپز های ایتالیایی یعنی میشه یه روز برم ونیز ؟ سر شب خوابیدم ۴ صبح بیدار شدم کمی پیاده روی کردم واونوقتا خیال میکردم عشق همه چیزه اما دل راه درست و انتخاب میکنه غلط غلوط نمیره زیر آبی نمیره محاله اشتباه کنهبرنامه ریزی های دل به نظرم خیلی خوبه چند وقته بهش اعتماد میکنم و دارم خونه هایی میچینه رو بازی میکنم طبق برنامه ی دل صبح و شب میکنم میگه رو عشق و شعر پرده بکش میگم چشم میگه این و بخون میگم چشم میگه از مردم دوری کن میگم چشم میگه برگرد اون راه نصفه رفته تو دوباره برو میگم چشم خلاصه اینکه میگه این کتابا رو بخون میگم چشم مطیع دل شدم و عقلگرا خیلی هم بد نیست دل خیلی رفیقه با ادم روراست و اصیل و این اصالت قشنگه اصیل و با اصالت و همیشه رفیق مطیع دل شدم حرف نداره کارش رفیق بی کلک یار همیشگی مرید و مراد درست همونوقت که متوقف شده بودم و داشتم دور خودم میجرخیدم تو پوچی و یکم اگزیستانسیالیسم و فلسفه میخواستم بخونم پیداش شد. بانویی در دور دست ...ادامه مطلب

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 13:44

مهر ۱۴۰۲خیلی چیزا عوض شده و فکر میکردم الان همه اونایی اینجا میومدن و نیستن اوضاع برای همه عوض شده از اونروزا خیلی گذشته خیلی چیزا برای خیلی ها پیش اومده حتما عشق ها کدورت ها دلتنگی ها بیماری ها و زندگی خیلی برای همه چرخیده پیچیده خندیده گریه کرده بعضی ها شاید اوضاع شون شاید مثل همون وقتاس بعضی هام نه خیلی فرق کرده یادم میاد اولین روزایی وبلاگ نوشتم دخترم دو سالش بود الان ۱۴ ساله هست خیلی چیزا فرق کرده عوض شده ۱۲ سال از اونوقتا گذشته بانویی در دور دست ...ادامه مطلب

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 15:06

صفحه بندی