بانویی در دور دست

متن مرتبط با «کتاب این راز سر به مهر» در سایت بانویی در دور دست نوشته شده است

مهر_بی مهر؟

  • نیلوبلاگ

    مهر ۱۴۰۲خیلی چیزا عوض شده و فکر میکردم الان همه اونایی اینجا میومدن و نیستن اوضاع برای همه عوض شده از اونروزا خیلی گذشته خیلی چیزا برای خیلی ها پیش اومده حتما عشق ها کدورت ها دلتنگی ها بیماری ها و زندگی خیلی برای همه چرخیده پیچیده خندیده گریه کرده بعضی ها شاید اوضاع شون شاید مثل همون وقتاس بعضی هام نه خیلی فرق کرده یادم میاد اولین روزایی وبلاگ نوشتم دخترم دو سالش بود الان ۱۴ ساله هست خیلی چیزا فرق کرده عوض شده ۱۲ سال از اونوقتا گذشته بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ای که زبانش (لبهایش) مزه عشق میدهد/میداد ،همیشه

  • نیلوبلاگ

    به شب موی تو آشفته ام ..xa0xa0کاش دلتنگی بال و پر داشتxa0میپرید میپرید تا xa0تو ...xa0xa0xa0xa0کاش لبهایم لبهای تو......

    ادامه مطلب
  • آدم حسرت به دل دیده اید ؟پنجره ی حسرت به دل چطور؟

  • نیلوبلاگ

    با صد هزار مردم تنهاییxa0بی صد هزار مردم تنهاییxa0xa0آفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یxa0xa0راستیه xa0پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...

    ادامه مطلب
  • از سر خستگی و داشتم چند خط کتاب میخواندم

  • نیلوبلاگ

    مایلم شما را دوست داشته باشم عزیزمxa0و کمی در موردش حرف بزنیمxa0xa0...

    ادامه مطلب
  • مهر لعنتی

  • نیلوبلاگ

    باید یک چیز مینوشتمxa0اما چه چیز !صبح یک داستان رمانتیک نوشتم که اخرش به خواندن خانوم زیبای براهنی ختم شد_دق که ندانی که چیست گرفتن تو ای xa0خانوم زیباxa0_حال تمامم از آن تو بادا گرچه ندارم خانه در اینجا خا...

    ادامه مطلب
  • فردا پنج شنبه اس؟فکر میکنم جمعه اس

  • نیلوبلاگ

    نه دیگه حس خوبی به اینجا نوشتن ندارم یه روز یه بنده خدایی رو میخوندم سالها پیش میگفت هر از چند گاهی ادم باید خونه اش و عوض کنه از یه جای جدید شروع کنه با ادمهای جدیدxa0 اگر چه من حال و حوصله یه جای جدید...

    ادامه مطلب
  • فکر کنم حالم خوبه فکر میکنی خوبم بدون تو و کمی عشق ؟آخ

  • نیلوبلاگ

    دیگه دست من نیست ... بستگی داره به تو بستگی داره که xa0تو xa0 xa0 xa0 xa0 xa0تا کجا دوسم داریxa0 عاشق من بمونی xa0 xa0 xa0 xa0 منو xa0تنها نزاری .. .xa0 بستگی داره به تو ..... دست من نبود اینجوری پیش اومد .. xa0xa0 منه احساساتی به...

    ادامه مطلب
  • اره خسته ام کم خوابیدم پاهام ورم کرده تو جاده بودم تو اتوبوس و ترمینال جنوب زده به سرم

  • نیلوبلاگ

    xa0 دوست داشتن بلد بودن میخواد با یکم دیونگیxa0 اصلا من میخوام دیونه باشم بمونم دیونه زندگی کنم دیونه بمیرم اصلا عاقل بودن و نمیخوام خب نمیخوامشxa0 xa0 xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • باید پنا هنده شم به چی ؟به کی؟

  • نیلوبلاگ

    _  باید   پناه نده شیم وقتی همه دارن فریاد میزننxa0 _آخه به چی به کی آخه به کجا ؟ _به قلم به این لعنتی زیبا ی فریبنده ی طناز قشنگ xa0به این شمشیر xa0دو سر لطیف xa0به این لعنتی عاشق جنگ گریز صلح طلب مهربان به قول آقای بیضایی (اره باید لب ببندیم )...

    ادامه مطلب
  • این نفس های عاشقانه سهم من است... معشوقه ام میشوی؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0دستم راطوری محکم گرفته بود xa0انگار کودک گریزپایی باشم و نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت xa0بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموسxa0و عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم xa0غرق _ xa0عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را xa0کشیدم xa0و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باش...

    ادامه مطلب
  • این نفس های عاشقانه سهم من است... معشوقه ام میشوی؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0دستم راطوری محکم گرفته بود xa0انگار کودک گریزپایی باشمو نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت xa0بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموسxa0و عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم xa0غرق _ xa0عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را xa0کشیدم xa0و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باشد آنچه میخواهی نشانم دهی دیگر نمیتوانم نفسم را ببین بند آمده... xa0آسم دارم xa0به گمآنم! ! . xa0خنده بل...

    ادامه مطلب
  • عشق و سرسختی محال است یکجا جمع شود بانو جان

  • نیلوبلاگ

    یکروز دوباره شاید عشق قد خواهد کشیدxa0و درخت تنومندی خواهد شدxa0 شایدxa0 شاید یکروز دوباره عشق تو را لبریز و سیرابت کندxa0 بگذار عشق بانو در تو بدود ریشه کندxa0 بگذار بگذار عشق هر جور که دلش میخواهد در تو ریشه بزندxa0 تنومند شود... بگذار بانوxa0 xa0 + تاریـــــــخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۷ ساعــــت 15:14نویــــسنده ♥ zani dar dor...

    ادامه مطلب
  • از من به یک اشاره؟ از تو به سر دوییدن؟

  • نیلوبلاگ

    چه چیز تو را وادار به نوشتن میکند..؟ - چشمهایم نه نه ببخشید زبانم.. زبانم مرا مجبور به نوشتن میکند و مغزم کلمات xa0که توی سرم وول میخورند به هوا میروند هیاهو میکنند -چه چیز تو را وادار به اینجا نوشتن میکند؟ - شوق شوق مرا وادار میکند xa0این سکوت مطلق آرام . -چه چیز تو را مجبور به نوشتن میکند؟ -گوشهای تو گوشهای تو آری آری گوشهای تو مرا مجبور به نوشتن میکند - --این چیزها که میگویی حقیقت استxa0 -آری آری حقیقت محض است من قسم میخورم جز حقیقت چیزی به زبان نمی آورمxa0 قسم میخوری به چه؟xa0 -به خودم به کل...

    ادامه مطلب
  • این راز سر به مهر

  • نیلوبلاگ

    چشمانت چشمانت خانوم رنج دوست داشتن کشیده استxa0 -چشمانم اقا؟xa0 -بله چشمانت خانومxa0 -آه شنیده بودم چشمان ادمیزاد ادم را لو میدهد اماxa0 -چیزی در چشمهای شماست خانوم که برق میزند یعنی معلوم است که روزگاری برق می زده یک چشم که برق میزند..xa0 -اوه پس برق میزند برق می زده؟ یعنی معلوم است برق می زده؟ پس غیب کار اینجاستxa0 -آری معلوم است برق می زده xa0اصلا گوشه چشمهایتان یک جوریسیت معمولی نیستxa0 -عاشق است یعنی؟xa0 -عاشق بوده یا هست نمیدانم فقط زیاد درد کشیده و میکشد مرد مکش یک xa0جوری میچرخدxa0 -مردم...

    ادامه مطلب
  • به دیدنم که می آیی عشق بیاور لطفا

  • نیلوبلاگ

    ساده زندگی کردن سخت است آدم باید ماجرا جو باشد به قول آقای دولت آبادی قبل از اینکه بمیریم که نباید بمیریم و من میگویم باید سر زندگی را کلاه گذاشت یک xa0ادم پیچیده سخت شد دلبرانه زندگی کرد یکجور که زندگی هم نفهمد با که طرف شده نه نه نباید معمولی زندگی کنیم xa0باید برویم داخل رمانها یعنی قصه زندگی امان را بکشیم میان آن بعد بشویم ملکه قصه اینجور بهتر است یکجور خاص و دلبرانه و عاشقانهxa0 م:کمی شعر و موسیقی عاشقانه لطفا..xa0...

    ادامه مطلب
  • این روزها از همه چیز برگشته ام از همه چیز..

  • نیلوبلاگ

    یک خبر عجیب شنیده ام یک جمله خبری کوتاه یک چیز که شوکه ام کرده است روی مبل سه گوش دراز به دراز لم داده ام و وا رفته ام گرما بیداد میکند آب سرد سر میکشم از آشپزخانه به روی مبل چشمهایم میسوزد خوابم میآید حوصله خوابیدن را ندارم خبر خیلی داغ است مغز استخوان ات را میسوزاند قصه کلاه برداری خانوادگی و این حرفهاست..... چطور باید بگویم گفتنش سخت است دارد دو میشود و باید دیفن هیدرامین و چرک خشک کنم را بخورم خواب آلود و شوکه ام دست و پایم از رمق افتاده آقا در روز روشن کلاه برداری کرده اند کلاهمان را برداشت...

    ادامه مطلب
  • اینجا بانویی در دور دست برای دلش می نوشت

  • نیلوبلاگ

    بدرود ...xa0...

    ادامه مطلب