جیگر

خرید بک لینک
دو سه روز پیش جشن بود و کلی دختر پسر الکی داشتن ازدواج میکردن یعنی جشن نمایشی بود عین خیلی چیزا تو کشورمون یه کمدی مسخره آخرتش به اصرار همسرم رفتیم میدونستم یه عالمه ادم جمع شدن شادی الکی میکنن صدای میکروفن اون بالا افتضاح بود سالن خیلی گرم بود نفسم گرفته بود شاید به خاطر آسم خفیف یه که دارم قبلش ورودی قبلی با ماشین واایستادیم جلوی نگهبانی اونطرف و همسرم با لودگی یه چیزایی گفت یادم نیست بعدم سر به سر دربان گذاشت گفتم این چه طرز سوال پرسیدن بود این چه جور شوخی کردن بود؟ دخترم از صندلی عقب خودشو جلو کشید و گفت ای بابا... بابا رو ولش کن دوست داره همش خوش بگدرونه وقتی میاد بیرون همش حال کنه عین منه درست مثل منه منم دوست دارم خوش بگذرونم مامان دعواش نکن عیب نداره که میخواد با آدما حال کنه.. با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم خب اون وقت من چطوری ام؟ همون جور از شیشه جلو بیرون رو نگاه میکرد با لحن بیخیالی گفت تو؟ تو که خیلی درست درمونی دقیقا همین جمله تو کارات حساب یه با بابا فرق داری ولش کن بزار حال کنه خوش بگدرونه همه که نمیتونن مثل تو حسابی باشن در حالی خنده ام و کنترل میکردم گفتم میبینی چی میگه؟...

بانویی در دور دست ...

ما را در سایت بانویی در دور دست دنبال می‌کنید

برچسب: جیگر,جیگرهای تهران,جگر,جیگرستان,جیگر میخوادا,جیگر میدیا حسین,جگرکی,جگر مرغ,جگر به انگلیسی,جگر گوساله, نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:19

صفحه بندی