بانویی در دور دست

متن مرتبط با « بیار» در سایت بانویی در دور دست نوشته شده است

آهای تو که عشق منی نیستی عشقم نیستی نیست نبودن نداشتن عدم حضور حاضر غایب قلب

  • نیلوبلاگ

    من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب...

    ادامه مطلب
  • ۳۰ اباااان

  • نیلوبلاگ

    من اینجا هیچ وقت به خاطر پیام گذاشتن ننوشتم میخوام بگم همیشه برای دلم نوشتم الانم همینه برم بقیه مطالعه ام ... فقط اینم بگم کلا هم با تنهایی حال میکنم و حوصله جمع و شلوغی و دروغ دونگ و ندارم خلاصه اینکه اصلا ناراحت نیستم پیامی ندارم فقط یه سوال دارم اینجا رو کسی نمیخونه؟یه خوبی هم داره کسی پیام نمیزاره مجبور نیستی دم به دقیقه اینجا رو باز کنی شاید برم تو کار خیر نمی گم برای چی باید بگم ؟الان برم یه مطالعه مهم دارم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خ

  • نیلوبلاگ

    پسورد اینجا رو عوض کرده بودم از همان ۲۸ دی فکر که آمده بودم نوشته بودم ۲۸ دی ؟بعد کاغذ را گمش کرده بودم یعنی وسط تلمبار کاغذها ماهها روی یک میز توی یک اتاق ماهها کاغذ ها دفترها آنجا بودند آن کاغذ حاوی پس ورد هم هی می خواستم اینجا را باز کنم پسورد نداشتم به جز یک پیام هیچ پیامی نبود بعد لابد فکر میکردم خیلی پیام دارم خلاصه اینکه به سرم زده بود یادداشت بنویسم یاد اینجا افتادم تازه از انجمن داستان آمده م خانه و دلم میخواست از خواب دیشب م بنویس بعد خیالپردازی کنم بعد حوصله اش را نداشتم کاغذ ها ر...

    ادامه مطلب
  • رفیق اصیلم

  • نیلوبلاگ

    دیشب یه پیتزا درست کردم که خیلی خوب بود یعنی یه چیزی تو آردش اضافه میکنم که خیلی طعم خوبی بهش میده یه پیتزای خیلی خیلی بزرگ شبیه پیتزاهای سر آشپز های ایتالیایی یعنی میشه یه روز برم ونیز ؟ سر شب خوابیدم ۴ صبح بیدار شدم کمی پیاده روی کردم واونوقتا خیال میکردم عشق همه چیزه اما دل راه درست و انتخاب میکنه غلط غلوط نمیره زیر آبی نمیره محاله اشتباه کنهبرنامه ریزی های دل به نظرم خیلی خوبه چند وقته بهش اعتماد میکنم و دارم خونه هایی میچینه رو بازی میکنم طبق برنامه ی دل صبح و شب میکنم میگه رو عشق و شعر پر...

    ادامه مطلب
  • مهر_بی مهر؟

  • نیلوبلاگ

    مهر ۱۴۰۲خیلی چیزا عوض شده و فکر میکردم الان همه اونایی اینجا میومدن و نیستن اوضاع برای همه عوض شده از اونروزا خیلی گذشته خیلی چیزا برای خیلی ها پیش اومده حتما عشق ها کدورت ها دلتنگی ها بیماری ها و زندگی خیلی برای همه چرخیده پیچیده خندیده گریه کرده بعضی ها شاید اوضاع شون شاید مثل همون وقتاس بعضی هام نه خیلی فرق کرده یادم میاد اولین روزایی وبلاگ نوشتم دخترم دو سالش بود الان ۱۴ ساله هست خیلی چیزا فرق کرده عوض شده ۱۲ سال از اونوقتا گذشته بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مرداد است عزیزم

  • نیلوبلاگ

    مرداد مرداد و فکر میکردم مرداد منو یاد چی میندازه؟مردادسالهای ابری علی اشرف درویشیان و دارم زورکی میخونم چون ..تازه از تبریز برگشتیم و بعد رفتیم گرمسار خلاصه اینکه گاهی وسط اش شعر میخونم در کل به مدت مشغول کارای دیگه بودم و کتاب کم میخوندم و تازه باز شروع کردم از بهمن پارسال که تهران رفتم دکتر تهران نرفتم باید برم قرص هامو شاید کم کنه شاید همین هفته احتمالا هفته ی بعد باید زنگ بزنم ببینم دکتر چه روزایی هست دو روز درهفتهگاهی میره آمریکا پیش بچه هاش شاید یکی از دارو هامو خودم کم کنم سطح دارو بدم...

    ادامه مطلب
  • نیلوبلاگ

    امروز روز آخر آبانه بعد از اینکه چند تا موسیقی از آقای ایرج گوش دادم توی تلگرام و به آدمها نگاه کردم خب اینکارو دوست دارم یعنی از اینکار خوشم میاد مثل وقتایی میرم بیرون و تنها قدم میزنم اما صحبت کردن باهاشون رو نه زیاد دوست ندارم برای همین همیشه دورم از ادمها از این حرفها که بگذریم کله صبحی حقیقتش نمیدونم خوبم بدم چمه شاید خوب شاید غمگین شاید دلتنگ شاید توی پتوی قهوی گلبافت نمیدونم چی چهار زانو نشستم و با موبایل مینویسم گمونم بهتره یکم بخوابم _میتونی بجمبی...

    ادامه مطلب
  • دل

  • نیلوبلاگ

    بانویی در دوردست | دل -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها ...

    ادامه مطلب
  • کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز ..

  • نیلوبلاگ

    کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی ...

    ادامه مطلب
  • کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز ..

  • نیلوبلاگ

    کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی ...

    ادامه مطلب
  • پ مثل پلک ، پا ،پاریس

  • نیلوبلاگ

    پ مثل پلک ، پا ،پاریس -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها ...

    ادامه مطلب
  • همینجوری یهویی

  • نیلوبلاگ

    به قول اقای نامجو چه خبر ؟(این البته مال دیشب نصفه شبیxa0xa0بود با یه چیزای دیگهxa0که صبح پاشدم پاکش کردم )xa0دلم تنگ شده خب واسه نوشتن واسه اینجاxa0xa0...

    ادامه مطلب
  • ..

  • نیلوبلاگ

    من فقط میخواستم مثل یک حیوان چند سالی قرنی عمری سرم روی زانوی تو باشد که لذت ببرم که سرم روی زانوی توستxa0من فقط میخواستم سرم روی زانوی تو باشد کیف کنم که سرم به زانوی توست که زانویت زیر سر من است /باشد...

    ادامه مطلب
  • مرثیه ای برای خودم

  • نیلوبلاگ

    هنوز تو را نبوسیده ام با تو در هیج جا قدم نزده ام توی چشمهایت زل نزده ام مرا هیچ نبوسیده ای بوسیده ای ؟در خواب چطور؟ با من قدم زده ای ؟دوشادوش نفسهایم ؟هیچ پله ای را با من پایین آمده ای؟ یا بالا رفته ...

    ادامه مطلب
  • هیچ مخاطبی ندارد

  • نیلوبلاگ

    از دیروز عصر شروع شده بود،xa0خودم هم گیج شده بودم ،منگ همین اتفاق ،و هی بوسه، از لبهایم میریختxa0می سرید میسرید ،بوسه پشت بوسهxa0غروب بود که شعر میخواندمxa0گوش میکنی؟ به لبهایم نگاه کن با توامxa0سنگ شده بودم ،ت...

    ادامه مطلب
  • نفس جان من /گیسوی پریشان تو در یاد

  • نیلوبلاگ

    آخ اگه دلت پیشه منه ..بگو یه تنه بجنگم با همه ..xa0...

    ادامه مطلب
  • دیوانه ای که زبانش (لبهایش) مزه عشق میدهد/میداد ،همیشه

  • نیلوبلاگ

    به شب موی تو آشفته ام ..xa0xa0کاش دلتنگی بال و پر داشتxa0میپرید میپرید تا xa0تو ...xa0xa0xa0xa0کاش لبهایم لبهای تو......

    ادامه مطلب
  • چه حال و هوای عجیبی دارید

  • نیلوبلاگ

    جانم برایتان بگوید ،چقدر هوش و حواستان به من است اینروزها ،تکه ای از خودتان را هی حواله ام میکنید تکه ای که هی مینشیند برایم شعر میخواند ،تکه ای که هوش حواسش سر جایش نیست می اید مینشیند راه میرود دوباره مینشیندxa0...

    ادامه مطلب
  • آدم حسرت به دل دیده اید ؟پنجره ی حسرت به دل چطور؟

  • نیلوبلاگ

    با صد هزار مردم تنهاییxa0بی صد هزار مردم تنهاییxa0xa0آفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یxa0xa0راستیه xa0پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...

    ادامه مطلب
  • چه حس چشایی ام، بویایی ام کور کور

  • نیلوبلاگ

    به جای xa0همه یxa0یلداها xa0که ببوسی ام که ببوسمت .. xa0که باشی ام که باش امتxa0که بنوشی ام xa0که بنوشمتxa0کجاست xa0تن و xa0 xa0xa0انگشتانت ؟ xa0xa0به چه مشغولند ؟ xa0 xa0xa0جز بوسیدنم ؟و صبح از پنجره شروع میشود از افتاب که پهن شده به بوسه و نوازش گلدانهای خانه امxa0لبهای تو کو کجاست xa0؟انگشتهای تو کوxa0xa0 به چه مشغولند ؟جز بوسیدنم ؟وxa0...

    ادامه مطلب