بانویی در دور دست

متن مرتبط با «قد و وزن مناسب» در سایت بانویی در دور دست نوشته شده است

ف در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    ف در ادامه، هر آنچه باید درباره «ف» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بانویی در دوردستف سوالات متداول ف چیست؟ این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره ف می‌پردازد. آخرین وضعیت ف چگونه است؟ جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است. آیا این خبر بروزرسانی می‌شود؟ در ...

    ادامه مطلب
  • آهای تو که عشق منی نیستی عشقم نیستی نیست نبودن نداشتن عدم حضور حاضر غایب قلب

  • نیلوبلاگ

    من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب...

    ادامه مطلب
  • کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز ..

  • نیلوبلاگ

    کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز ..

  • نیلوبلاگ

    کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor->  |  نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها بخوانید...

    ادامه مطلب
  • همینجوری یهویی

  • نیلوبلاگ

    به قول اقای نامجو چه خبر ؟(این البته مال دیشب نصفه شبیبود با یه چیزای دیگهکه صبح پاشدم پاکش کردم )دلم تنگ شده خب واسه نوشتن واسه اینجا...

    ادامه مطلب
  • مرثیه ای برای خودم

  • نیلوبلاگ

    هنوز تو را نبوسیده ام با تو در هیج جا قدم نزده ام توی چشمهایت زل نزده ام مرا هیچ نبوسیده ای بوسیده ای ؟در خواب چطور؟ با من قدم زده ای ؟دوشادوش نفسهایم ؟هیچ پله ای را با من پایین آمده ای؟ یا بالا رفته ...

    ادامه مطلب
  • نفس جان من /گیسوی پریشان تو در یاد

  • نیلوبلاگ

    آخ اگه دلت پیشه منه ..بگو یه تنه بجنگم با همه .....

    ادامه مطلب
  • دیوانه ای که زبانش (لبهایش) مزه عشق میدهد/میداد ،همیشه

  • نیلوبلاگ

    به شب موی تو آشفته ام ..کاش دلتنگی بال و پر داشتمیپرید میپرید تا تو ...کاش لبهایم لبهای تو......

    ادامه مطلب
  • چه حال و هوای عجیبی دارید

  • نیلوبلاگ

    جانم برایتان بگوید ،چقدر هوش و حواستان به من است اینروزها ،تکه ای از خودتان را هی حواله ام میکنید تکه ای که هی مینشیند برایم شعر میخواند ،تکه ای که هوش حواسش سر جایش نیست می اید مینشیند راه میرود دوباره مینشیند...

    ادامه مطلب
  • آدم حسرت به دل دیده اید ؟پنجره ی حسرت به دل چطور؟

  • نیلوبلاگ

    با صد هزار مردم تنهاییبی صد هزار مردم تنهاییآفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یراستیه پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...

    ادامه مطلب
  • چه حس چشایی ام، بویایی ام کور کور

  • نیلوبلاگ

    به جای همه ییلداها که ببوسی ام که ببوسمت .. که باشی ام که باش امتکه بنوشی ام که بنوشمتکجاست تن و انگشتانت ؟ به چه مشغولند ؟ جز بوسیدنم ؟و صبح از پنجره شروع میشود از افتاب که پهن شده به بوسه و نوازش گلدانهای خانه املبهای تو کو کجاست ؟انگشتهای تو کو به چه مشغولند ؟جز بوسیدنم ؟و...

    ادامه مطلب
  • زنی با پالتوی قرمز توی شهر

  • نیلوبلاگ

    لم داده ام روی مبلهمین مبل دور و روبروی پنجرهافتاب تابیده به پنجره از صبحهمین جا نشسته امتوی اینستا پرسه میزدمنقاشی میدیدمچهل تیکه های قشنگپنجره افتاب رگه های عشق لای برگهابه دیروز فکر میکنم از ...

    ادامه مطلب
  • و انگشتهای بوی گزنده ی عشق

  • نیلوبلاگ

    کوچک بودم و عقل نداشتم، عقلانیت عشق را در دوست داشتن کوچک بودم دلم میخواست جای همه را بگیرم و جای همه را پرکنم تازه پر گرفته بودم سوخته بودم و عاشقدلم میخواست جای همه چیز من باشم خندیدن خوابیدن راه ر...

    ادامه مطلب
  • رمبو الهی میخواندم تو چه میکنی کله ی صبح؟

  • نیلوبلاگ

    گوش ات چه میشنود صبح ؟و من که به شکم روی پتوی گل نشاان وقهوای زیر پنجرهردیف تا ردیف گلدانهای کوچک بریز کاکتوسها در دو ردیفجز صدای ماشینها هیچو کشتی مست رمبو را میخواندم قبلش به گمانم آنا آخماتواکه...

    ادامه مطلب
  • دوستتان ندارم دیگر /خیالتان تخت

  • نیلوبلاگ

    نهدوستتان ندارم دیگر آقافقط به سرم میزند گاهیاصلا شاید زیر سر این هورمون های لعنتی باشدکه دلم میخواهد /میخواست بیایم بنشینم روبرویتان (نه کنارتان )و بگویم ببخشید اقا با من چای مینوشید؟و بعد بگویم م...

    ادامه مطلب
  • عجب آبانی شده /مرا ببوس /تو را ببوسم

  • نیلوبلاگ

    امروزآبان و باران و کبابآبان و بلال و آتشآبان و باران و چایدودیو شب آبان و لبوی شیرینو حالا خواب آلود و منگ به کوچه جناب مشیری گوش میدادم و بیژن مفید...

    ادامه مطلب
  • از سر خستگی و داشتم چند خط کتاب میخواندم

  • نیلوبلاگ

    مایلم شما را دوست داشته باشم عزیزمو کمی در موردش حرف بزنیم...

    ادامه مطلب
  • جنون در بلگفا

  • نیلوبلاگ

    کلماتگسسته ،خسته می آیند (و)می روند کاش بنشینند روی لبهایم..لبهایت .....

    ادامه مطلب
  • خسته عینهو یه مرده افتادم و ...

  • نیلوبلاگ

    از مهر خوشم میادقشنگه دوسش دارمماله منهداره تموم میشه...

    ادامه مطلب
  • بوسیدم صدایش را که گرفته بود نامم را بغل

  • نیلوبلاگ

    کسی به نام کوچکم (دارد )مرا صدا میزندصداصدا می ایدنام کوچکم ......

    ادامه مطلب