
من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب...
ادامه مطلب
کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor-> | نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی ...
ادامه مطلب
کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor-> | نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی ...
ادامه مطلب
به قول اقای نامجو چه خبر ؟(این البته مال دیشب نصفه شبیxa0xa0بود با یه چیزای دیگهxa0که صبح پاشدم پاکش کردم )xa0دلم تنگ شده خب واسه نوشتن واسه اینجاxa0xa0...
ادامه مطلب
هنوز تو را نبوسیده ام با تو در هیج جا قدم نزده ام توی چشمهایت زل نزده ام مرا هیچ نبوسیده ای بوسیده ای ؟در خواب چطور؟ با من قدم زده ای ؟دوشادوش نفسهایم ؟هیچ پله ای را با من پایین آمده ای؟ یا بالا رفته ...
ادامه مطلب
آخ اگه دلت پیشه منه ..بگو یه تنه بجنگم با همه ..xa0...
ادامه مطلب
به شب موی تو آشفته ام ..xa0xa0کاش دلتنگی بال و پر داشتxa0میپرید میپرید تا xa0تو ...xa0xa0xa0xa0کاش لبهایم لبهای تو......
ادامه مطلب
جانم برایتان بگوید ،چقدر هوش و حواستان به من است اینروزها ،تکه ای از خودتان را هی حواله ام میکنید تکه ای که هی مینشیند برایم شعر میخواند ،تکه ای که هوش حواسش سر جایش نیست می اید مینشیند راه میرود دوباره مینشیندxa0...
ادامه مطلب
با صد هزار مردم تنهاییxa0بی صد هزار مردم تنهاییxa0xa0آفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یxa0xa0راستیه xa0پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...
ادامه مطلب
به جای xa0همه یxa0یلداها xa0که ببوسی ام که ببوسمت .. xa0که باشی ام که باش امتxa0که بنوشی ام xa0که بنوشمتxa0کجاست xa0تن و xa0 xa0xa0انگشتانت ؟ xa0xa0به چه مشغولند ؟ xa0 xa0xa0جز بوسیدنم ؟و صبح از پنجره شروع میشود از افتاب که پهن شده به بوسه و نوازش گلدانهای خانه امxa0لبهای تو کو کجاست xa0؟انگشتهای تو کوxa0xa0 به چه مشغولند ؟جز بوسیدنم ؟وxa0...
ادامه مطلب
لم داده ام روی مبلxa0همین مبل دور و روبروی پنجرهافتاب تابیده به پنجره از صبحxa0همین جا نشسته امxa0توی اینستا پرسه میزدمنقاشی میدیدمxa0چهل تیکه های قشنگxa0پنجره افتاب رگه های عشق لای برگهاxa0به دیروز فکر میکنم از ...
ادامه مطلب
کوچک بودم و عقل نداشتم، عقلانیت عشق را در دوست داشتن کوچک بودم دلم میخواست جای همه را بگیرم و جای همه را پرکنم تازه پر گرفته بودم سوخته بودم و عاشقxa0دلم میخواست جای همه چیز من باشم خندیدن خوابیدن راه ر...
ادامه مطلب
گوش ات چه میشنود صبح ؟xa0و من که به شکم روی پتوی گل نشاان وxa0قهوای زیر پنجرهردیف تا ردیف گلدانهای کوچک بریز کاکتوسها در دو ردیفxa0جز صدای ماشینها هیچxa0و کشتی مست رمبو را میخواندم قبلش به گمانم آنا آخماتواکه...
ادامه مطلب
نهxa0دوستتان ندارم دیگر آقاxa0فقط به سرم میزند گاهیاصلا شاید زیر سر این هورمون های لعنتی باشدکه دلم میخواهد /میخواست بیایم xa0بنشینم روبرویتان (نه کنارتان )و بگویم ببخشید اقا با من چای مینوشید؟و بعد بگویم م...
ادامه مطلب
امروزxa0آبان و باران و کبابxa0آبان و بلال و آتشxa0آبان و باران و چایxa0دودیxa0و شب آبان و لبوی شیرینxa0و حالا خواب آلود و منگ به کوچه جناب مشیری گوش میدادم و بیژن مفیدxa0xa0xa0xa0xa0...
ادامه مطلب
مایلم شما را دوست داشته باشم عزیزمxa0و کمی در موردش حرف بزنیمxa0xa0...
ادامه مطلب
کلماتxa0گسسته ،خسته می آیند (و)xa0می روند xa0کاش بنشینند روی لبهایم..لبهایت .....
ادامه مطلب
از مهر خوشم میادxa0قشنگه xa0دوسش دارمxa0ماله منهxa0داره تموم میشهxa0xa0...
ادامه مطلب
کسی به نام کوچکم (دارد )xa0مرا صدا میزندxa0صداxa0صدا می ایدxa0نام کوچکم ......
ادامه مطلب
پریشان شده بود مویمو منxa0دوان دوان به دنبال تو xa0 .....
ادامه مطلب