
ف در ادامه، هر آنچه باید درباره «ف» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بانویی در دوردستف سوالات متداول ف چیست؟ این مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره ف میپردازد. آخرین وضعیت ف چگونه است؟ جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن بالا ارائه شده است. آیا این خبر بروزرسانی میشود؟ در ...
ادامه مطلب
من تب داشتم و باز رمانتیک بازیم گل کرده بود یک رابطه ای بین تب و رمانتیک گرایی هست نبردی عاشقانه هایکویی عجیب...
ادامه مطلب
کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor-> | نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها بخوانید...
ادامه مطلب
کاش میخواندی (بخوانی ام ) بوی( دهان)تن _ تو را گرفته ام امروز .. -PostContent-> ادامه نوشته + نوشته شده در -PostDate-> ساعت -PostTime-> توسط -PostAuthor-> | نوشتههای پیشین آرشیو موضوعی پیوندها بخوانید...
ادامه مطلب
آخ اگه دلت پیشه منه ..بگو یه تنه بجنگم با همه .....
ادامه مطلب
به شب موی تو آشفته ام ..کاش دلتنگی بال و پر داشتمیپرید میپرید تا تو ...کاش لبهایم لبهای تو......
ادامه مطلب
با صد هزار مردم تنهاییبی صد هزار مردم تنهاییآفتاب کورمال کورمال خودش را کشانده به سمت گوشه یراستیه پنجره ی همیشه در حسرت آفتاب مانده امان ،تقصیر خانه ی دو طبقه ی روبروست، تقصیر آفتااب و پنجره هم...
ادامه مطلب
لم داده ام روی مبلهمین مبل دور و روبروی پنجرهافتاب تابیده به پنجره از صبحهمین جا نشسته امتوی اینستا پرسه میزدمنقاشی میدیدمچهل تیکه های قشنگپنجره افتاب رگه های عشق لای برگهابه دیروز فکر میکنم از ...
ادامه مطلب
گوش ات چه میشنود صبح ؟و من که به شکم روی پتوی گل نشاان وقهوای زیر پنجرهردیف تا ردیف گلدانهای کوچک بریز کاکتوسها در دو ردیفجز صدای ماشینها هیچو کشتی مست رمبو را میخواندم قبلش به گمانم آنا آخماتواکه...
ادامه مطلب
امروزآبان و باران و کبابآبان و بلال و آتشآبان و باران و چایدودیو شب آبان و لبوی شیرینو حالا خواب آلود و منگ به کوچه جناب مشیری گوش میدادم و بیژن مفید...
ادامه مطلب
مایلم شما را دوست داشته باشم عزیزمو کمی در موردش حرف بزنیم...
ادامه مطلب
نه دیگه حس خوبی به اینجا نوشتن ندارم یه روز یه بنده خدایی رو میخوندم سالها پیش میگفت هر از چند گاهی ادم باید خونه اش و عوض کنه از یه جای جدید شروع کنه با ادمهای جدید اگر چه من حال و حوصله یه جای جدید...
ادامه مطلب
دیگه دست من نیست ... بستگی داره به تو بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری عاشق من بمونی منو تنها نزاری .. . بستگی داره به تو ..... دست من نبود اینجوری پیش اومد .. منه احساساتی به...
ادامه مطلب
دوست داشتن بلد بودن میخواد با یکم دیونگی اصلا من میخوام دیونه باشم بمونم دیونه زندگی کنم دیونه بمیرم اصلا عاقل بودن و نمیخوام خب نمیخوامش ...
ادامه مطلب
_ باید پناه نده شیم وقتی همه دارن فریاد میزنن _آخه به چی به کی آخه به کجا ؟ _به قلم به این لعنتی زیبا ی فریبنده ی طناز قشنگ به این شمشیر دو سر لطیف به این لعنتی عاشق جنگ گریز صلح طلب مهربان به قول آقای بیضایی (اره باید لب ببندیم )...
ادامه مطلب
صدای تارو زمستان است و " تو " به آغوش میکشی ام به آغوش "تو" فرو میروم در آغوش می کشی ام در اغوش م فرو میروی میبوسی ام میبوسم ات لب تو و لب من زمستان است... عزیزم ...صدای تار و بوسه ی تو میبوسی ام و تار ...زمستان است...
ادامه مطلب
دوست داشتن.... دوست داشتن که تمام نمی شود جان دلم؟ رشته رشته میشود محو میشود خاکستر زیر آتش میشود اما... نابود نه نمی شود... یک چیز که قلبت را نشانه میگیرد هوای نفست را بند می آورد دوست داشتن هزار بار گفته ام جان دلم؟ تمام نمیشود میشود؟ نمیشود این کوفتی _شیرین_قشنگ نمیشود اما" تو" را تمام ات میکند و تمام...
ادامه مطلب
هر وقت که توی خیابان قدم میزنم، آسمان را میبینم، درختها، شلوغی، آدمها، تاکسی ها ، مردم را میبینم؛ دلم یکجور ناکوک میشود، بال بال میزند، بیقرار میشود برای نوشتن؛ گاهی خیال میکنم، این کلمات هستند، که مرا سطر به سطر، صفحه به صفحه مینویسند... همیشه آسمان، آب ، باد، هوا، درخت زمین، بیقرا رم میکند؛ یک جور نابسامانی فرضی، عینی، مطلق... نمیدانم، نمیدانم، میدانم ادم دیگ...
ادامه مطلب
دستم راطوری محکم گرفته بود انگار کودک گریزپایی باشم و نفس نفس لای درختها می دویید و کشان کشان من هم دنبالش؛ اردیبهشت بود و باغ پر از شکوفه های صورتی هلو و صورتم گاه با شکوفه ها ملموسو عطرش چنان توی چشمها و وتنم میپیچید که گویی توی ابر و اردیبهشت می دوم تمام تنم غرق _ عطر و شکوفه و اردیبهشت شده بود نفسم به شماره افتاده بود دستم را کشیدم و گفتم: بس ا ست دیگر بهشت هم باش...
ادامه مطلب
دوست داشتن....دوست داشتن که تمام نمی شود جان دلم؟ رشته رشته میشود محو میشود خاکستر زیر آتش میشود اما... نابود نه نمی شود... یک چیز که قلبت را نشانه میگیرد هوای نفست را بند می آورد دوست داشتن هزار بار گفته ام جان دلم؟ تمام نمیشود میشود؟ نمیشود این کوفتی _شیرین_قشنگ نمیشود اما" تو" را تمام ات میکند و تمامت را از آن _عشق از آن _غزل و پر میشوی از غزلواره پر از دوستت دارم پر از میخواهمت... پر از نفس میکشمت... پر از هوا هوای دلدادگیست دوست داشتن که تمام نمیشود جان _دلم میشود؟ بداهه.... الان + تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۵/۱۲ ساعــــت 10:13نویــــسنده ♥ zani dar dordast ♥...
ادامه مطلب