خرید بک لینک

قرار است بروم یک تئاتر زبان ااصلی ببینم امروز عصر

ادم دلش میخواهد وقتی میرود تئاتر میخواهد برود به چه چیز فکر میکند ؟

دلش چه میخواهد ؟دلم چه میخواهد یا فکر میکرد دلم که چه میخواهد ؟

به قول دریس دی که دارد توی گوشم میخواند Que Sera, Sera" هرچی پیش اید خوش اید

دلم میخواست میخواهد امروز قشنگترین لباسها قشنگترین کفشم را بپوشم

ان کفشهای پاشنه دار قشنگ روشنم را

داشتم فکر میکردم که ..

راستی دلت که نمیخواهد بیایی باهم برویم تئاتر بنشینی کنارم؟

کنار یک دیوانه احساساتی که همه امروز شعر خوانده اس حلاج. براهنی. محمود شجاعی کمی هم دوباره آخر پرومته در زنجیر آشیل را و تا دلت بخواهد نقاشی های رنسانس را

نه میدانم از دیوانگان باید حذر کرد

دیوانگان پایت را زنجیر میکنند پر پروازت را به بند همه ی اینها را میدانم

فقط داشتم فکر میکردم ..

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:37

صفحه بندی